سلام مهربونم چند روز پيشا جشن عقد خاله كوچيكه ات بود و ديروز وقتي اومدي خونه ما ... اينقدر با اين كليد جا كفشي بازي كردي كه امروز صبح وقتي عمه ايي ميخواست بياد اداره در جاكفشي باز نميشد و من بايد پابرهنه مي اومدم اداره .. خودت هم كه تو خواب ناز بودي و خبر نداشتي چه شيطوني كردي نانازم ... قربون شيطوني كردن هات برم من ... ميدوني عمه چند تا دوست داره ؟؟؟؟؟ اين روزا خيلي خيلي شيطون ولي در عين حال بامزه شدي .. كلمات و كه اشتباه ميگي خيلي جالبن ... اكثر كلمات و به خوبي ياد گرفتي ولي خوب نميتوني جمله بندي شون كني ... مثلا من بهت ياد دادم بگي الو الو من جوجوام .. ولي هي دونه دونه ميگي ... كي ميشه ببينم داري بلبل زبوني ميكني عشق من .....